...... 

این موضوع وقتی پیچیده تر میشود که فکر کنم انسانهایی که امروز در کنار آنها زندگی میکنم در زندگی های قبلی من حضور داشته اند..یا شاید بعدها داشته باشند..کسی چه میداند!

پسر بچه ای که امروز از پشت شیشه ماشین جلویی به من لبخند میزند شاید قبلها مردی بوده که دوستش داشته ام. یا پیرزنی که دیروز در حمل بارهایش به او کمک کردم شاید پرستاری بوده که زمانی مرا از مرگ نجات داده است..و یا آن دختر بچه که چند روز پیش بی هیچ دلیلی از من ترسید شاید کسی بوده که در زندگی قبلی ام آزارش داده ام.. 

هر چه باشد من مطمئن هستم که در تمام زندگی هایم یک حس مشترک را تجربه کرده ام..و آن عشق است‌‌.

روح عشق هم مانند روح من در زمان جاری است..از گذشته ها با من آمده و امروز با من است و فردا هم.
عشق همان زنجیری است که دیروز و امروز و  فردای مرا به هم وصل می کند..

آنکه امروز نگاهش نگاه مرا متوقف میکند قطعآ سهمی از این زنجیر داشته است.
......
و من حالا دیگر بدنبال جوابی برای سوالهایم نیستم!

.............................
نظرات 4 + ارسال نظر
سیما شنبه 20 فروردین 1384 ساعت 10:13 ق.ظ http://sima-h.persianblog.com

چه خوب که به نتیجه رسیدی !

پیمان جوزی یکشنبه 21 فروردین 1384 ساعت 07:20 ق.ظ http://jozidrv.blogspot.com

همان هوایی که تو نفس می کشی روزی در ریه من هم جریان داشته یا شاید یک قناری یا مگس.

مردیخی دوشنبه 22 فروردین 1384 ساعت 08:09 ب.ظ http://girl.blogsky.com

سلام
خیلی قشنگ بود
موفق باشی
ما تولد گرفتیم
می یای؟

آرین پنج‌شنبه 25 فروردین 1384 ساعت 11:28 ب.ظ http://aa.blogfa.com

سلام .. نترس بابا .. من از اینا نیستم که بگم ؛سلاوبلاگ قشنگی داری به ما هم سر بزن؛ یا .... فقط داشتم وبگردی می کردم .. اینجا رو دیدم .. خواستم بگم خیلی خیلی باحال می نویسی .. همین.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد